اشعار و عکس های عاشقانه

*خوش امدید&در این وبلاگ شاهد اشعار و عکس های عاشقانه خواهید بود*

من مثل بعضی ها نیستم
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۸
 

مـــن بــاکلمـــه هـــا بــازی نمیکنــــــم..

☜ مثــــل بعـــــــــــضی ها..

وقتــــــــی مینــویســـــــــــــــم↡↡↡

☜ نفسمـــــــــــــــــــــــــــــی

یعنــــــــــــــــی

زنــدگـــــی بــدون تــــــــــــ♥ـــــــــــــو

☜ طعـــــم مـــرگـــــ میـــدهـــد


 
 
اگر از عشق مینویسم
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٥
 

من اگرگاهی عاشــــــــــــقانه مینویسم، نه عاشــــــــــــقم! نه شکــــــــــــست خورده... فقط مینویســــــــــــم تا عــــــــــــشق, یاد قلــــــــــــبم بماند..! در این غوغای خیاــــــــــــنتها و دروغها و دل کنــــــــــــدن ها و عادتــــــــــــ ها و هوس ها... من تمــــــــــــرین آدم بودن میــــــــــــکنم...!


 
 
عاشقم...فریدون مشیری
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٥
 

عاشقم..... اهل همین کوچه ی بن بست کناری ، که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ، تو کجا ؟ کوچه کجا ؟ پنجره ی باز کجا ؟ من کجا ؟ عشق کجا؟ طاقتِ آغاز کجا ؟ تو به لبخند و نگاهی ، منِ دلداده به آهی ، بنشستیم تو در قلب و منِ خسته به چاهی...... گُنه از کیست ؟ از آن پنجره ی باز ؟ از آن لحظه ی آغاز ؟ از آن چشمِ گنه کار ؟ از آن لحظه ی دیدار ؟ کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ، همه بر دوش بگیرم جای آن یک شب مهتاب ، تو را سخت در اغوش بگیرم.... . . فریدون مشیری ...


 
 
اگه بهت گفتم
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۳
 

اگه بهت گفتم که سرنوشت بوده داستانمون بله زشت بوده نه نکنی باور نه نکنی باور اگه بهت گفتم که دیگه راهی نیست خونمون بی تو خالی نیست نه نکنی باور نه نکنی باور....


 
 
پیش از تو
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٩
 

پیش از تو
همه را با معیارهایم می سنجیدم
بعد از تو
همه را با تو می سنجم
حتی معیارهایم را


 
 
فاصله ات را بامن رعایت کن
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٩
 


فاصله ات را بامن رعایت کن !
من بی جنبه تر از آنم،
که در برابر وفور عطر تو مقاومت کنم ؛
و تو را تا آخرین جرعه سر نکشم...

از یک فاصله که نزدیک تر می شوی،
ناخودآگاه دستهای قلبم
به رویت آغوش وا می کنند و
همه چیز در من ، از نو آغاز می شود ...

فاصله را که بر می داری
دنیا در برابر زیبایی تو
مات می شود و ترس برم می دارد
که نکند غرورم تاب نیاورد و
درون ویرانم برایت پدیدار شود ...

شکنجه گر
برای غرورم هم که شده
فاصله ات را با من رعایت کن ...

 
 
گاهی فکر می کنم
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٩
 
آپلود عکس رایگان

گاهی فکر می کنم ،
از بس بی تو ، با تو زندگی کرده ام ؛
از بس تو را تنها در خیالم در بر گرفته ام و
گیس هایت را در هم بافته ام ...
از بس فقط و فقط در رویا
چشمهایت را نوشیده ام و مست ،
شهر تنت را دوره کرده ام که دیگر
حتی اگر خودت با پای خودت هم برگردی ،
نمی توانم تو را با خیالت جایگزین کنم ...

بر نگرد !
من در حضور غیبتت از تو بتی ساخته ام،
که روز به روز تراشیده تر و زیباتر می شود
با آمدنت خودت را در من ویران نکن
بگذار تنها با خیالت زندگی کنم ...

 
 
روزی من عاشقانه ترین ترانه ی تاریخ را خواهم سرود
نویسنده : میدیا حسینی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٩
 
walkonthebeach.jpg


روزی من ، عاشقانه ترین ترانه ی تاریخ را خواهم سرود !
ترانه ای که عاشقان در گوش هم زمزمه می کنند و
از فرط عشق و به شکرانه ی آن
در آغوش هم اشک خواهند ریخت و
همدیگر را تنگ تر به بر خواهند کشید ...
 
بقیه در ادامه مطلب

 
 
← صفحه بعد